منطق پیش بینی درقالیشویی

آنچه به عنوان تبیین علمی بیان شد، بخشی از آن چیزی است که در علم می گذرد. وظایف دوم و سوم علم که به کاربرد عملی علم می پردازد از طریق فرایندی استقرایی صورت نمی گیرد، بلکه بیشتر استدلال قیاسی است. بر مبنای این استدلال، چنانچه ما قوانین کلی و جهان شمولی داشته باشیم، می توانیم نتایج آن را به مشاهدات محدود بعدی تعمیم دهیم. به این صورت که اگر ما قانون کلی «یخ در اثر گرما ذوب می شود» را داشته باشیم، می توانیم نتیجه بگیریم و به عبارتی پیش بینی کنیم که «با گرم شدن کره زمین، بخشی از یخهای قطب ذوب می شوند». یا به صورت بهتر از قانون کلی «فلزات در اثر حرارت منبسط می شوند» نتیجه می گیریم «پلی فلزی و طولانی که در زمستان با فلزات پیوسته می سازیم، باتابش خورشید تابستان کج خواهد شد». یعنی از یک گزاره کلی که همیشه و همه جا صادق است و به عنوان یک قانون علمی مورد پذیرش واقع شده است، یک پیش بینی برای شرایط خاص و شخصیه انجام داده ایم. در چنین استلالهایی، صحت گزاره شخصیه که به عنوان نتیجه به دست می آید، به صحت گزاره کلیه اولیه بستگی دارد. به عبارتی می توان گفت از نظر قیاس منطقی در هر حال، فرایند این استدلال صحیح است، ولی در صورتی نتیجه به دست آمده (گزاره شخصیه حاوی پیش بینی) از نظر محتوایی و مفهومی صحیح خواهد بود که گزاره کلیه که مبنای نتیجه گیری قرار گرفته باشد صحیح است، لذا در اینجا صحت قوانی کلی جایگاه اصلی را پیدا می کند. اگر نظریه ای به صورت کلی و جهان شمول صادق نباشد، نمی تواند به عنوان قانون اولیه مدنظر قرار گیرد و مقدمه پیش بینی علمی قالیشویی واقع شوند. این گونه پیش بینیها معتبر نخواهد بود.

نکته حایز اهمیتی که در اینجا لازم به توضیح است، ضرورت هماهنگی شرایط اولیه قانون و شرایط اولیه وضعیت مورد پیش بینی است. به این معنی که اگر قانون علمی و جهان شمول ارایه می شود، این قانون برای شرایط خاصی، صدق گزاره های کلی را بیان می کند. بدیهی است که اگر شرایط خاص مورد نظر این قانون تغییر کند، دیگر این گزاره کلیه صدق نخواهد کرد. لذا در پیش بینی نیز باید توجه کامل داشت که شرایط اولیه ای که برای وضعیتهای مورد آزمایش یا وضعیتهایی که برای آن پیش بینی انجام می دهیم، به طور دقیق با شرایط اوله قانون کلی و جهان شمول منطبق باشد. در غیر این صورت، نباید انتظار داشت که این پیش بینی صادق واقع شود. البته ممکن است در مواردی برخی از شرایط اولیه، اثری در نتیجه نداشته باشند، اما شرایط اولیه مؤثر بر نتیجه باید یکسان باشند. به عنوان مثال اگر قانون کلی «آب خالص در صد ر درجه حرارت سانتیگراد در ارتفاعی معادل سطح اقیانوسها جوش می آید» را داشته باشیم، از جمله شرایط اولیه، باقی ماندن مقدار و سطح آب اقیانوسها در سطح فعلی است، از جمله شرایط اولیه دیگر ثابت ماندن فشار هوا در اندازه فعلی است و .منطق پیش بینی.. بنابر این اگر ما شرایطی را تر نظر بگیریم که آب اقیانوسهادر آینده به دلیل افزایش درجه حرارت زمین و ذوب شدن یخ قطبها به سطوح بالاتری افزایش بیابد. در آن صورت ما نمی توانیم پیش بینی «تبخیر آب با صد درجه حرارت در سطح جدید آب اقیانوسها» را صحیح بدانیم. اگر فشار هوا را برای حالت خاصی تعییر دهیم نیز چنین است.

بنابر این ما در پیش بینی علمی (و همچنین کاربرد فنی علم) از قوانین علمی کلی و جهان شمول شروع می کنیم و با در نظر گرفتن یکسان بودن شرایط اولیه و وضعیت مورد پیش بینی ، قیاس انجام می دهیم و وضعیت مورد نظر را مطابق قانون کلی، پیش بینی می کنیم. به این ترتیب فرایند پیش بینی، معکوس تبیین قانون علمی است:

در این فرایند، شکل کلی پیش بینی علمی - به صورت خلاصه - 3 محور دارد: 1 - قانون کلی 2 - شرایط اولیه 3 - پیش بینی

البته نمودارهای ارایه شده، حالتهای بسیار ساده شده ای هستند که بیشتر در علوم طبیعی به کار می روند. در علوم اجتماعی نیز از این روش منطقی استفاده می شود، اما باید توجه داشت که در علوم اجتماعی روابط بسیار پیچیده تر هستند و به ویژه شرایط اولیه ای که برای قوانین مد نظر قرار می دهیم به ندرت در همه جا و همیشه ثابت است و اغلب، این شرایط برای هر مشاهده متفاوت هستند.

نویسنده مطلب قالیشویی مقدم

واین مطلب ناقص است به احترام کپی